در سال ۲۰۱۰ و برای آهنگ Born Free ساخته ماتانگی آرولپراگاسام (که با نام هنری M.I.A شناخته میشود و در این نوشته به صورت مایا خواهد آمد) ویدیوکلیپ خیلی خوبی ساخته شد که بسیار هم بحثبرانگیز بود. به تصویر کشیدن عریان خشونت (شلیک به سر و منفجر شدن یک آدم) باعث شد که یوتیوب بسیار زود این کلیپ را در آمریکا وانگلیس ممنوع کند، ولی گویا بعدتر و به خاطر پیام و هدف کلیپ، دوباره این کار در دسترس قرار گرفت. بسیاری از شبکههای محافظهکار آمریکایی هم به کلیپ واکنش منفی نشان دادند.
موزیک ویدیوی ۹ دقیقهای این آهنگ، توسط مایا نوشته شد و کارگردانی آن را رومن گاوراس (پسر کوستا گاوراس بزرگ) به عهده گرفت. مایا در سال ۱۹۷۵ از پدر و مادری تامیل و در لندن به دنیا آمد. او علاوه بر خواننده و رپر، ترانهسرا و طراح و نقاش و کارگردان است. ایده این کلیپ هم از برخورد سربازان سریلانکا با تامیلها به ذهنش رسید، وقتی که خودش تصاویری از شلیک سربازان به تامیلهای برهنهای که فقط چشمبند داشتند، در توییتر به اشتراک گذاشت. به تصویر کشاندن خشونت و وحشیگری نیروی نظامی، یادآور فیلمهایی مثل The Hurt Locker و Punishment Park است. جالب است که این کلیپ، نامزد جایزه Best Dance Video در جوایز موزیک ویدیوی انگلستان شد.
وقتی کلیپ به بازار آمد، بلافاصله به عنوان یک کار سیاسی شناخته شد که سعی بر حساس کردن جامعه به نسلکشی و نیروهای مبارز دارد. از رویدادهای همزمان با این کلیپ، اعمال قوانین جدید مهاجرت در ایالت آریزونا و رفتار با زندانیان در زندان ابوغریب بود که در قیاس با هدف کلیپ در مقیاس بزرگتر، نشان دادن استفاده دولتها از خشونت و وحشیگری نظامی مقابل اقلیتها، به هیچ وجه اتفاقی هم نبود.
نظرها در مقابل این کلیپ دو دسته بود: یکی در حمایت از آن، که نشان دادن خشونت را برای جلوگیری از خشونت و بیدار کردن مردم لازم میدانستند و دیگری دستهای که اعتقاد داشتند ویدیو بسیار خشن است و نشان دادنش مناسب نیست. موضعگیری مایا در این میان جالب بود. او در مقابل خیلی از حرفها ساکت ماند و واکنشها را نگاه کرد. در مقابل این سوال که آیا کلیپ در مورد تامیلها و سریلانکا بوده یا آریزونا و ابوغریب، هیچ نگفت. در آخر وقتی که پرسیدند آیا این همه خشونت لازم بود؟ جواب داد: کدام خشونت؟ سس گوجه فرنگی و رنگ که خشونت نیست. این را همه میدانیم. ویدیوی اعدام و سر بریدن در یوتیوب وجود دارد و کسی اعتراض نمیکند. من تعجب میکنم که این همه حساسیت نسبت به خشونت ساختگی و مصنوعی وجود دارد، ولی کسی در مورد خشونت واقعی حرفی نمیزند. مردم نسبت به چیزهای ساختگی بسیار حساستر هستند تا حقیقی.
اخطار: داستان کلیپ در بند بعدی لو میرود. میتوانید اول کلیپ را ببینید یا به پاراگراف بعدتر بروید.
یک گروه نظامی که بعضی از آنها پرچم آمریکا روی بازوی لباسشان دارند، در شهر میگردند تا "مو سرخ"ها (Redhead)ها را جمع کنند. برای آنکه کلیپ از شر یک موضوع خاص رها شود و بتواند با عده بیشتری ارتباط برقرار کند، مایا به سراغ جینجرها رفته و آنها را به عنوان یک اقلیت در جامعه به تصویر کشیده که باید جمعآوری و نابود شوند. نظامیان از مقابل مردی که حشیش میکشد، رد میشوند به درون ساختمان میروند تا اینکه یک مو سرخ دیگر را دستگیر کنند. او را میگیرند و با خود به اتوبوس میبرند که پر است از موسرخهای دیگر. نگاه سرد و سنگین این دستگیر شده آخر، دیدنی است. کاروان نظامی به راه میافتد و چند موسرخ که به صورتشان را با چفیه پوشاندهاند به اتوبوس زره پوش سنگ پرتاب میکنند، درست مثل انتفاضه. روی دیوار نوشته شده است: "روز ما هم خواهد آمد" که شعارارتش جمهوریخواه ایرلند در مبارزه با انگلیس بود. وقتی به اردوگاه بیرون از شهر میرسند، زندانیان وادار به دویدن میشوند. زمین جلوی روی آنان، یک میدان مین است. شلیک شروع مسابقه، گلولهای به سر یکی از زندانیان است. همه به جز همان آخرین موسرخ دستگیر شده، به سمت میدان مین میدوند ولی او، به جهت دیگری فرار میکند و دو نظامی هم به دنبالش میدوند. بقیه روی مینها میروند و یک به یک منفجر میشوند، ولی تنها چیزی که در مورد آن آخری میدانیم، گرفتار شدن زیر باتوم ماموران است و در نهایت هم نگاه عجیب همان یونیفورم پوش مسلح که مخلوطی از حیرت، پشیمانی، بغض، خشم و خستگی است. (یکی از احمقهایی که با این کلیپ مخالفت کردهاست، ادعا میکند که این موزیک ویدیو باعث گسترش و تبلیغ خشونت در مقابل موسرخها میشود. به نظر من، درگیر کردن مستقیم آن مامور خشن و حالت چهرهاش بعد از زدن و احتمالا کشتن آن جوان، بسیار مهم است. تفاوت بسیار زیادی است بین کشتن از راه دور و دواندن یک عده روی مین با درگیر شدن مستقیم. آن جوان، وادارشان میکند به واکنش مستقیم و درگیری با قربانی.)
منابع: مجله رولینگ استونز، ویکیپدیا + و +، Songfacts و متن ترانه
خانم مایا به هیچ وجه از شمار کسانی نیست که من دوست داشته باشم کارهایش را گوش کنم. کارهای الکترونیک هیپهاپ/دنس او در هیچ جای تاریخ با علایق من پیوند نمیخورد. گرچه از ترانه بسیار تقدیر شده است، هیچ چیز خاصی در آن نمیبینم. ولی ایده شفاف او و آقای گاوراس در ساختن موزیک ویدیو، موضوع انتخاب شده، نحوه نشان دادن خشونت، تعلیق، تکنیک کار و فیلمبرداری آن و شاید مهمتر از همه درک بالا از خشونت و استفاده از یک زبان خاص برای نشان دادنش، عالی است. به هیچ وجه نمیتوانم تصور کنم که با این آهنگ بشود رقصید، ولی میشود چند بار کلیپ را دید و باز هم به خود لرزید. ایده جمع کردن و کشتن موسرخها کاملا دور از ذهن است و این کلیپ را قابل تحمل میکند. ولی باعث میشود که در دنیا بحث و حرف به وجود بیاید. مردم از هم بپرسند که چرا این را نشان داد و آیا چنین اتفاقاتی میافتد؟ اخباری که در رسانهها میبینیم/میشنویم/میخوانیم، هرگز ما را به عمق فاجعه نمیرسانند. خشونت نهفته در کشتن یک نفر با شلیک از فاصله نزدیک در فیلم یا واقعیت، دو چیز متفاوت است وبسیاری از ما نمیتوانیم حقیقت آشکار واقعیت را درک کنیم. درست اینجا باید هنر وارد شود و به نظر من، مایا و گاوراس کار خود را به خوبی انجام دادهاند.
موزیک ویدیوی ۹ دقیقهای این آهنگ، توسط مایا نوشته شد و کارگردانی آن را رومن گاوراس (پسر کوستا گاوراس بزرگ) به عهده گرفت. مایا در سال ۱۹۷۵ از پدر و مادری تامیل و در لندن به دنیا آمد. او علاوه بر خواننده و رپر، ترانهسرا و طراح و نقاش و کارگردان است. ایده این کلیپ هم از برخورد سربازان سریلانکا با تامیلها به ذهنش رسید، وقتی که خودش تصاویری از شلیک سربازان به تامیلهای برهنهای که فقط چشمبند داشتند، در توییتر به اشتراک گذاشت. به تصویر کشاندن خشونت و وحشیگری نیروی نظامی، یادآور فیلمهایی مثل The Hurt Locker و Punishment Park است. جالب است که این کلیپ، نامزد جایزه Best Dance Video در جوایز موزیک ویدیوی انگلستان شد.
وقتی کلیپ به بازار آمد، بلافاصله به عنوان یک کار سیاسی شناخته شد که سعی بر حساس کردن جامعه به نسلکشی و نیروهای مبارز دارد. از رویدادهای همزمان با این کلیپ، اعمال قوانین جدید مهاجرت در ایالت آریزونا و رفتار با زندانیان در زندان ابوغریب بود که در قیاس با هدف کلیپ در مقیاس بزرگتر، نشان دادن استفاده دولتها از خشونت و وحشیگری نظامی مقابل اقلیتها، به هیچ وجه اتفاقی هم نبود.
نظرها در مقابل این کلیپ دو دسته بود: یکی در حمایت از آن، که نشان دادن خشونت را برای جلوگیری از خشونت و بیدار کردن مردم لازم میدانستند و دیگری دستهای که اعتقاد داشتند ویدیو بسیار خشن است و نشان دادنش مناسب نیست. موضعگیری مایا در این میان جالب بود. او در مقابل خیلی از حرفها ساکت ماند و واکنشها را نگاه کرد. در مقابل این سوال که آیا کلیپ در مورد تامیلها و سریلانکا بوده یا آریزونا و ابوغریب، هیچ نگفت. در آخر وقتی که پرسیدند آیا این همه خشونت لازم بود؟ جواب داد: کدام خشونت؟ سس گوجه فرنگی و رنگ که خشونت نیست. این را همه میدانیم. ویدیوی اعدام و سر بریدن در یوتیوب وجود دارد و کسی اعتراض نمیکند. من تعجب میکنم که این همه حساسیت نسبت به خشونت ساختگی و مصنوعی وجود دارد، ولی کسی در مورد خشونت واقعی حرفی نمیزند. مردم نسبت به چیزهای ساختگی بسیار حساستر هستند تا حقیقی.
اخطار: داستان کلیپ در بند بعدی لو میرود. میتوانید اول کلیپ را ببینید یا به پاراگراف بعدتر بروید.
یک گروه نظامی که بعضی از آنها پرچم آمریکا روی بازوی لباسشان دارند، در شهر میگردند تا "مو سرخ"ها (Redhead)ها را جمع کنند. برای آنکه کلیپ از شر یک موضوع خاص رها شود و بتواند با عده بیشتری ارتباط برقرار کند، مایا به سراغ جینجرها رفته و آنها را به عنوان یک اقلیت در جامعه به تصویر کشیده که باید جمعآوری و نابود شوند. نظامیان از مقابل مردی که حشیش میکشد، رد میشوند به درون ساختمان میروند تا اینکه یک مو سرخ دیگر را دستگیر کنند. او را میگیرند و با خود به اتوبوس میبرند که پر است از موسرخهای دیگر. نگاه سرد و سنگین این دستگیر شده آخر، دیدنی است. کاروان نظامی به راه میافتد و چند موسرخ که به صورتشان را با چفیه پوشاندهاند به اتوبوس زره پوش سنگ پرتاب میکنند، درست مثل انتفاضه. روی دیوار نوشته شده است: "روز ما هم خواهد آمد" که شعارارتش جمهوریخواه ایرلند در مبارزه با انگلیس بود. وقتی به اردوگاه بیرون از شهر میرسند، زندانیان وادار به دویدن میشوند. زمین جلوی روی آنان، یک میدان مین است. شلیک شروع مسابقه، گلولهای به سر یکی از زندانیان است. همه به جز همان آخرین موسرخ دستگیر شده، به سمت میدان مین میدوند ولی او، به جهت دیگری فرار میکند و دو نظامی هم به دنبالش میدوند. بقیه روی مینها میروند و یک به یک منفجر میشوند، ولی تنها چیزی که در مورد آن آخری میدانیم، گرفتار شدن زیر باتوم ماموران است و در نهایت هم نگاه عجیب همان یونیفورم پوش مسلح که مخلوطی از حیرت، پشیمانی، بغض، خشم و خستگی است. (یکی از احمقهایی که با این کلیپ مخالفت کردهاست، ادعا میکند که این موزیک ویدیو باعث گسترش و تبلیغ خشونت در مقابل موسرخها میشود. به نظر من، درگیر کردن مستقیم آن مامور خشن و حالت چهرهاش بعد از زدن و احتمالا کشتن آن جوان، بسیار مهم است. تفاوت بسیار زیادی است بین کشتن از راه دور و دواندن یک عده روی مین با درگیر شدن مستقیم. آن جوان، وادارشان میکند به واکنش مستقیم و درگیری با قربانی.)
منابع: مجله رولینگ استونز، ویکیپدیا + و +، Songfacts و متن ترانه
خانم مایا به هیچ وجه از شمار کسانی نیست که من دوست داشته باشم کارهایش را گوش کنم. کارهای الکترونیک هیپهاپ/دنس او در هیچ جای تاریخ با علایق من پیوند نمیخورد. گرچه از ترانه بسیار تقدیر شده است، هیچ چیز خاصی در آن نمیبینم. ولی ایده شفاف او و آقای گاوراس در ساختن موزیک ویدیو، موضوع انتخاب شده، نحوه نشان دادن خشونت، تعلیق، تکنیک کار و فیلمبرداری آن و شاید مهمتر از همه درک بالا از خشونت و استفاده از یک زبان خاص برای نشان دادنش، عالی است. به هیچ وجه نمیتوانم تصور کنم که با این آهنگ بشود رقصید، ولی میشود چند بار کلیپ را دید و باز هم به خود لرزید. ایده جمع کردن و کشتن موسرخها کاملا دور از ذهن است و این کلیپ را قابل تحمل میکند. ولی باعث میشود که در دنیا بحث و حرف به وجود بیاید. مردم از هم بپرسند که چرا این را نشان داد و آیا چنین اتفاقاتی میافتد؟ اخباری که در رسانهها میبینیم/میشنویم/میخوانیم، هرگز ما را به عمق فاجعه نمیرسانند. خشونت نهفته در کشتن یک نفر با شلیک از فاصله نزدیک در فیلم یا واقعیت، دو چیز متفاوت است وبسیاری از ما نمیتوانیم حقیقت آشکار واقعیت را درک کنیم. درست اینجا باید هنر وارد شود و به نظر من، مایا و گاوراس کار خود را به خوبی انجام دادهاند.
No comments:
Post a Comment