گفته بودم که نیل یانگ جوان را دوستتر میدارم. دلیلش این ویدئو است، البته مربوط به سال ۹۵ و اجرای مشترک با لد زپلین. جایی که نیل یانگ در مقابل استادی به نام جیمی پیج گیتار دست میگیرد و سولویی چنان افتضاح اجرا میکند که حضرت استاد، به او میخندد. هدبنگ میزند و افکت عوض میکند و خلاصه اداهایی که دیگر راکاستار های نسل جوان هم به سراغشان نمیروند. به گوش من، او آدم فولک-کانتری-راک است، نه هاردراک و گرانج. خشم بیهوده درون موزیک امروزش را نمیفهمم.ارتباط برقرار نمیکنم با او. دوست دارم همیشه همانی باشد که جیبهایش را به دنبال سازدهنی مناسب آهنگ میگشت و آرام آرام شروع میکرد به گیتار زدن و خواندن. خونسردی آهنگ تو را به دنبال خودش میبرد و حرفش را میزد. حالا پیرمردی خشن و بداخلاق میبینم که احساس میکند باید با جوانها حرف بزند و زبانشان را باید یاد بگیرد، و چند اصطلاح را گرته برداری کرده و به اطراف پرتاب میکند.
پ.ن: چند روز گذشته باب قضاوت و نظرات شخصی و جمعی باز بود. جهت تاکید، تا جایی که بتوانم از قضاوت دورم، این چند خط و نوشتههای مشابه نظر شخصی است. هرگز هم قصد ندارم بگویم این نظرها جهت خودنمایی نیست، به هر حال آدمی است، دوست دارد دیده شود (من!). گندهگوزی هایم از سر صدق و صفای باطن است و اشتیاق جهت تقسیم آنچه به نظرم زیباست یا جالب، با دیگران.
No comments:
Post a Comment