چند روز پیش آهنگی شنیدم از لیام کلیسی که حسابی توجهم را جلب کرد، بر خلاف همیشه به شعرش. امروز اصل آهنگ با اجرای نویسنده اش اریک بوگل را پیدا کردم و با تلخی شعرش و فضاسازی عالیش دچار حالتی ملکوتی شدم و افسوس خوردم که چرا معمولا در موزیک وطنی، نمیخواهیم/نمیتوانیم راحت داستان بگوییم و حرفمان را بزنیم. شعر در مورد سربازی استرالیایی است که با حمله انگلیس به ترکیه در دوران جنگ جهانی اول، به خدمت زیر پرچم ارباب بزرگ فراخوانده میشود. به همراه ارتش ائتلافی شکست سختی از ارتش عثمانی میخورد و به کشورش باز میگردد. ترجیح میدهم بیشتر نگویم و در عوض لینک شعر را بدهم، شاید که با خواندنش به آهنگ هم گوش کنید. داستانگویی ساده و خطی جناب بوگل معرکه است و بدون آب و تاب زیاد و مرثیهسرایی بیهوده، واقعیت برهنه و کوبنده را مقابل روی شنونده میگذارد. این آهنگ، به عنوان یکی از۳۰ کار برتر تاریخ استرالیا شناخته میشود.
And saw what it had done
Then I wished I was dead
I never knew there were worse things than dying
No comments:
Post a Comment