آلبوم مفهومی یا concept album معمولا به مجموعهای از آهنگهایی گفته میشود که که در کنار هم یک به یک موضوع یکسان میپردازند و خلاصه اینکه تمام ایده را برای مخاطب شرح میدهند. گویا یکی از اولین کسانی که آلبوم مفهومی تولید کرده است، وودی گوتری بزرگ بوده، آن هم در سال ۱۹۴۰ که هنوز موسیقی با دوره نظریهپردازی یا بررسی مسائل روز بسیار فاصله داشت. دهه ۶۰ و آغاز دوران راک، فضا را برای حرفهای متفاوت آماده کرد و میشد کارهایی یکدست و با مفهوم شبیه به هم تولید کرد و در کنار هم گذاشت، به گونهای که نه حرف تکراری بزنند، نه ریتمهای کاملا شبیه داشته باشند و نه حوصله مخاطب را با موضوعات تکراری سر ببرند. گروههای the beach boys و the kinks از اولینهای این فرم کار در دهه ۶۰ بودند و البته تا جایی که من کارهایشان را دنبال کردهام، چندان انتظار آلبوم یکدست و خوشساختی نباید داشته باشیم؛ بیشتر آهنگها عشقی و تشابه در حالت کلی، دنباله دار بودن داستان است و بس (با کمال تعجب بنده، آلبوم عالی گروه بیتلز به نام Sgt. Pepper's Lonely Hearts Club Band در این رده شناخته میشود و گویا خود جان لنون هم چندان اعتقادی به پیوستگی کارهای آلبوم ندارد). از گروههای مهم و مطرحی که واقعا در دهه ۶۰ کار کانسپت کردند، the who است با دو آلبوم the who sell out و tommy. اولی در مورد تبلیغهای تجاری (یا آگهیهای بازرگانی!) است و دومی یک rock opera با ۱۰ شخصیت مختلف و فضایی بسیار عجیب.
اگر که هنوز با من هستید، دارم بالاخره به موضوع نزدیک میشوم. دهه ۷۰ بهشتی برای آلبومهای مفهومی است. سبک بسیار خوبی به نام progressive rock جا افتاده که اجازه میدهد آهنگها از بیشتر فرمها و قانونهای معمول آزاد باشند: حرفت را نمیتوانی در سه دقیقه بزنی؟ در یازده دقیقه بگو. فضای آهنگ عوض میشود؟ همه چیز را مطابق آن عوض کن. راحت باش! در این فضا، گروه rush آلبوم میسازد و کارهایی عالی انجام میدهد. گروه yes بر پایه داستان «سفر به مرکز زمین» ژول ورن یک آلبوم روانه بازار میکند. گروه genesis آلبومی در مورد یک آدم بزهکار خیالی از پوورتوریکو میسازد که در خیابانهای نیویورک زندگی میکند و با موجوداتی عجیب و کابوسوار در زیرزمینهای تاریک روبرو میشود تا برادرش را نجات دهد و بسیاری از داستانها، کابوسهای خود پیتر گابریل است (آلبوم The Lamb Lies Down on Broadway). دیوید بووی هم شاهکارش را میسازد و شخصیت زیگی را خلق میکند The Rise and Fall of Ziggy Stardust.
و بالاخره موضوع اصلی: پینک فلوید ابتدا the dark side of the moon و سپس the wall را میسازد. این دو آلبوم به دلیل علاقه بسیار بسیار زیاد من به آن گروه معظم و معزز و مکرم، لقب بهترین آلبومهای مفهومی را از من دریافت میکنند. اجازه میخواهم دو آلبوم animals و نیز wish you were here را هم در این دسته قرار دهم. در این میان the wall باید یک استثنا در تمام آلبومهای مفهومی باشد. تجزیه و تحلیل عالی، شخصیت پردازی بسیار خوب، وجود ایدههای متنوع و به نظر من از همه مهمتر، داستانگویی با کمک موزیک و فضاسازی و جلوههای صوتی (sound effect منظور بوده است) و اشاره مستقیم نکردن به اصل ماجرا (که یکی از صورتهای ماجرا، میتواند فیلم «دیوار» باشد که روایتش، بسیار نزدیک به آنچه است که در ذهن راجر واترز بوده) تمام فاکتورهایی هستند که یک بار و برای همیشه دور هم جمع شدهاند تا کاری بسیار تاثیرگذار بسازند (جهت روشن کردن موضوع، این آلبوم به نظر من بهترین کار گروه نیست، بلکه بهتر از سایر آلبومها توانسته تمام حرفهایش را به مخاطب برساند، حتی اگر در مواردی با کژسلیقگی شنونده، برداشتی نادرست به همراه داشته است. من طرفدار بسیار سرسخت wish you were here هستم و به نظرم این یکدست ترین و خوشتراش ترین کار پینک فلوید است).
نوشته بسیار طولانی شد و مجبورم از دهه ۸۰ تا امروز را خلاصه کنم: تقریبا هیچ!
حالا چرا اینها را گفتم؟ جناب slash چند وقتی است که آلبومی روانه بازار نمودهاند به اسم apocalyptic love و فرمودهاند که جریان، یک فاجعه است در حد آخرالزمان که همه انسانها از بین رفتهاند و این داستان عشقی است که بعد از آن ماجرا شکل گرفته. آقای اسلش! سبک مغز! تو فقط چیزی را که دستت میدهند بزن، فکر نکن.
No comments:
Post a Comment