یک ماه است که این شاهکار R.E.M را در ردیف پخش مجدد گذاشتهام. چیزی در موردش هست که وادارم میکند به دوباره و دوباره و دوباره دیدن، شنیدن و به اشتراک گذاشتنش. نه تنها موزیک (یگانه در کارهای REM و نیز تقریبا بیمانند در تمام تاریخ موسیقی، از سری کارهایی که شبیهش بسیار کم پیدا میشود) که کلیپ هم بسیار دوستداشتنی است. مایکل استایپ از اولین آهنگ گروه در سال ۱۹۸۱ راه زیادی پیموده بود تا از پسری خجالتی که موهایش را توی صورتش میریخت تا دیده نشود و با ترس کمتری بخواند، تبدیل به شخصیت مالیخولیایی سال ۱۹۹۱ شود که تنها مقابل دوربین مینشیند، دیوانهوار میرقصد و دستهایش را تکان میدهد و میخواهد که کلیپ بیشتر بر محور خودش و شاید همگروههایش بچرخد. ولی تارسم سینگ کارگردان کلیپ، ترجیح میدهد که به سبک فیلمهای هندی فضایی ملودرام و رویامانند درست کند. در نهایت هم کلیپ مخلوطی از هر دو است، نماهایی فقط با حضور خواننده/نوازنده و صحنههایی الهام گرفته از نقاشیهای کارواجو و فیلمهای تارکوفسکی. پیتر باک گیتاریست گروه، تازه ماندولین خریده بود و شروع به تمرین کرده بود که آهنگی در تلویزیون توجهش را جلب کرد و بر پایه آن، ریتم گیتار این آهنگ را ترسیم کرد و سپس جدیتر شروع به یادگیری ماندولین کرد. استایپ که گیتار بیس گروه را هم میزد، اعتراف می:کند که ایده مناسبی برای bassline نداشته و از کارهای باسیست Fleedwood Mac الهام گرفته است. در آخر هم آنقدر صدای باس پایین بود که آهنگ خالی مینمود. پیتر باک یک گیتاریست دیگر به کار گرفت و استایپ تمام تمرکزش را روی خواندن سرمایهگزاری کرد. تمام اجرای vocal فقط در یک برداشت انجام شده است و حاصل کار، رویایی است. این بار البته فقط به خاطر کلیپ ببینید، که تمام هدف من بوده و در واقع نماهای اعجابانگیز باعث پخش دوباره این کار شده است. راستی از دست دادن دین، به معنای واقعی کلمه نیست و اصطلاحی جنوبی است به معنی بیتاب شدن و عصبی شدن و داستان، صرفا عاشقانه است.
No comments:
Post a Comment